تبلیغات
گل یاس - مدرسه و خاطراتش ... !
  

بالاخره  بعد از یک ماه کامل امتحانامون به خوبی و خوشی تموم شد . اما اتفاقات بعدش -با دوستام- خندهدار تر بود که چنتاشو پایین نوشتم :


(توی یکی از مال های بزرگ دبی )

دوستم : این جورابه قشنگه ؟

من (با بی حوصلگی) : ها خوبه ... 

دوستم : این زیرپوشه چی ؟

من (همینجور که داشتم به ویترین نگاه میکردم ) : عالیه

دوستم : خوب پس من برم اینارو پرو بکنم (یعنی بپوشم)

من : (یه نگاه پرمعنا بهش کردم )

دوستم : حد اقل زیر پوشه رو که پرو کنم ؟

من : (هنوز داشتم نگاش میکردم)

               * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

بعد از این قضیه با چندتا از دوستان رفتیم رستوران سلف سرویس (self service)


(همه داشتیم با هم صحبت میکردیم )

یهو یکی از اون وسط بلند گفت : پس کی غذا میارن مردیم از گشنگی ؟!

(همه یهو ساکت شدند و داشتند به اون نگاه میکردند) 

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

یه روز سر جلسه امتحان ((زبان فارسی)) نشسته بودیم ... یکی از دوستان داشت به نفر عقبیش میرسوند که معلم مچشو گرفت ...

معلم : داشتی چی بهش میگفتی ؟ ها ؟

دوستم : اِ ... آ ... داشتم میگفتم خط کش داری؟!!!!!! (امتحان زبان فارسی)

            * * * * * * * * * * * * * * * *  * * * * * * * * * * * * * * 

داشتم با دوستم تو یاهو چت میکردم 

من :میتونی یه آهنگی رو واسم دانلود کنی آخه من سرعت اینترنتم خیلی پایینه ؟

دوستم : اینترنت ما که اصلا قعطه !!

           * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 


داشتم آهنگ محسن چاوشی گوش میدادم 

دوستم اومد گفت : این صور قبیحه چیه گوش میدی؟!!!


         * * * * *  * * * * * * * * *  * * * * * * * * * * *  * * *  * *


به دوستم گفتم : حالت چطوره ؟

گفت : 9:28

گفتم : میگم حالت چطوره ؟

گفت : آها ... فکر کردم میگی ساعت چنده !!! 




تاریخ : سه شنبه 20 خرداد 1393 | 09:40 ق.ظ | نویسنده : گمشده روزگار | عاشق
.: Weblog Themes By SlideTheme :.